السيد المرعشي

504

شرح إحقاق الحق

ضرورت عقل ثابت است كه در أو به هيچ وجه تردد نيست ومحال است كه من خود وجود خود را پيدا كرده باشم يا در وقت عدم ، اگر گويى در وقت وجود پيدا كرده أم وجود خود را ، پس من پيش از آنكه موجود شوم موجود بوده باشم وحال آنكه فرض كرده أيم كه من موجود نيستم موجود باشد ، وأين در بديهه عقل محال است . پس اين دلالت كرد بر آنكه صانع وجود من غير وجود من است وآن صانع عالم است زيرا كه همين حكم [ كه ] در من جاريست در جميع اجزاء عالم جاريست . وأين هم دليلي است در غايت احكام وآن حضرت اين دليل را هم از قرآن مى فرمايد آنجا كه فرموده : ( أم خلقوا من غير شئ أم هم الخالقون ) وأمثال اين بسيار است واگر تفصيل كنيم اين مختصر برنتابد . المعتصم بحول الله وقوته في قتل كل خارجي آن حضرت اعتصام جسته به حول خدا وقوت أو در كشتن هر خارجي كه از دين بيرون جسته ، و [ اين ] أشارت است بدانچه روايت كرده اند كه نوبتي يكى از خوارج مهدى عباسى غيبت آن حضرت كرد وبا مهدى گفت كه جعفر بن محمد داعيه خروج دارد ، كتابات به أهل كوفه نوشته وبا أو بيعت كرده اند . مهدى گفت : تو در مقابل أو اين سخن را درست مى كنى ؟ گفت : بلى مى كنم وسوگند بر آن مى خورم . مهدى عباسى حضرت امام جعفر ( ع ) را حاضر گردانيد وآن خارجي را در مقابل آورد وخارجي در حضور حضرت امام آن تهمت را تكرار كرد ودر آن مبالغه واصرار نمود . حضرت امام فرمود : سوگند مى خورى كه اين سخن راست است ؟ خارجي گفت : بلى . حضرت امام فرمود : بدان نوع كه من سوگند مى دهم ترا ، سوگند ياد كن . پس فرمود : بگو از حول وقوت حضرت حق سبحانه وتعالى بيرون آمدم وبه حول وقوت خود رفتم اگر اين سخن كه مى گويم دروغ است ، آن خارجي به همين عبارت سوگند ياد كرد . في الحال بيفتاد وبه دوزخ رسيد وجان را به مالكان